سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

70

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

الامام الهمام ابى الحسن موسى الكاظم عليه السّلام . خلاصه اين است كه : ابو الفتح همراه با پدرش از شيراز وارد هند شد . عبد الرزاق مؤلف كتابى به نام مصباح الشريعة بود و اين كتاب در نزد سيد محمد اكبر بن سيد مختار بن محمد باقر بن محمّد جواد بن سيد امير مختار بن ابو الاعلى بن المعالى بن سيد خليل بن سيد حكيم ابو الفتح در سال 1305 ه ق در لكنهو موجود بود . مصباح الشريعة كتاب فقه است ، اما معلوم نيست مفصل بوده يا مجمل ، استدلالى بوده يا كتاب فتوا . ملا عبد الرزاق چهار پسر داشت : نام فرزند بزرگ او ابو الفتح و فرزند كوچك او ، لطف اللّه بود . حكيم همام « 1 » ( درگذشته 6 ربيع الاول 1004 ه ق ) فرزند حكيمى به نام نور الدّين قرارى ( درگذشته به سال 988 ه ق ) داشته است . حكيم مسيح الدّين ابو الفتح در سال 983 ه ق وارد هند شد . به نظر مىرسد كه وى بعد از تكميل علوم و فنون به هند آمده بود . شايد در شيراز علوم معقول و منقول را در محضر استادان بزرگ به پايان رسانيده و در فقه و حديث به درجهء كمال رسيده باشد ، اما در دربار اكبرى ابتدا به عنوان طبيب وارد خدمت شد ، سپس به سبب داشتن استعداد عالى به مقامهاى سياسى و انتظامى دست‌يافت . در اواخر سال 987 ه ق قاضى و امين بنگال شد . بعد از آن بلافاصله به دربار راه يافت و منصب قضاوت پايتخت را برعهده گرفت . از ميان مشيران معتمد اكبر شاه مقام حكيم ابو الفتح بسيار رفيع بود . او به سبب سياست بىدينى اكبر شاه ، ريش و سبيل را تراشيده بود اما مطالعهء طب و اخلاق و فلسفه و مذهب را ادامه مىداد و در نامه‌هاى او اسامى كتابهايى مانند روضة الشهداء ، كيمياى سعادت و احياء العلوم موجود است . حكيم ابو الفتح فردى خوش‌اخلاق ، منكسر المزاج ، همدرد خلق ، مدبّر و سياستمدار بود . در ميان دوستان معتمد و معتقد او نام قاضى نور اللّه شوشترى هم ديده مىشود . از رقعات حكيم ابو الفتح ، نامه‌اى را در اينجا نقل مىكنيم .

--> ( 1 ) - فرزند حاذق حكيم همام در آگره با عزّت و جاه و جلال زندگى مىكرد . به قول مورخان در سال 1067 ه ق در آگره وفات يافت .